خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر به مخاطب خود خطاب میکند و از بیتوجهی او به خود و عشق الهی شکایت میکند. شاعر از مخاطب میخواهد که به عشق و زیبایی درون خود توجه کند و از غفلت دوری نماید. همچنین، شاعر به عشق الهی و ارتباط آن با انسان اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که به این عشق توجه کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی و ادبیات کلاسیک فارسی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۲۳۳۲ - ای آن که تو را ما ز همه کون گزیده
ای آن کِه تو را ما زِ همه کَوْن گُزیده
بُگْذاشته ما را تو و در خود نِگَریده ۱
تو شَرم نداری که تو را آیِنِه ماییم؟
تو آیِنِهٔ ناقصِ کَژْشکل خریده ۲
ای بیخَبَر از خویش، که از عکسِ دلِ تو
بر عارضِ جانها گُل و گُلْزار دَمیده ۳
صد روحْ غُلامِ تو، تو هر دَم چو کَنیزک
آراسته خود را و به بازار دویده ۴
بر چَرخْ زِ شادیِّ جَمالِ تو عروسیست
ای هَمچو کَمانْ جانِ تو در غُصّه خَمیده ۵
صد خَرمَنِ نِعْمَت جِهَتِ پیش کَشِ تو
وَزْ بَهرِ یکی دانه دَرین دام پَریده ۶
ای آن کِه شنیدی سُخَنِ عشق، بِبین عشق
کو حالَتِ بِشْنیده و کو حالَتِ دیده ۷
در عشقِ همان کَس که تو را دوش بیاراست
امشب تو به خَلْوَتگَهِ عشق آیْ جَریده ۸
چون صبر بُوَد از شَهْ شَمسُ الْحَقِ تبریز؟
ای آبِ حَیاتِ اَبَد از شاه چَشیده ۹
بُگْذاشته ما را تو و در خود نِگَریده ۱
تو شَرم نداری که تو را آیِنِه ماییم؟
تو آیِنِهٔ ناقصِ کَژْشکل خریده ۲
ای بیخَبَر از خویش، که از عکسِ دلِ تو
بر عارضِ جانها گُل و گُلْزار دَمیده ۳
صد روحْ غُلامِ تو، تو هر دَم چو کَنیزک
آراسته خود را و به بازار دویده ۴
بر چَرخْ زِ شادیِّ جَمالِ تو عروسیست
ای هَمچو کَمانْ جانِ تو در غُصّه خَمیده ۵
صد خَرمَنِ نِعْمَت جِهَتِ پیش کَشِ تو
وَزْ بَهرِ یکی دانه دَرین دام پَریده ۶
ای آن کِه شنیدی سُخَنِ عشق، بِبین عشق
کو حالَتِ بِشْنیده و کو حالَتِ دیده ۷
در عشقِ همان کَس که تو را دوش بیاراست
امشب تو به خَلْوَتگَهِ عشق آیْ جَریده ۸
چون صبر بُوَد از شَهْ شَمسُ الْحَقِ تبریز؟
ای آبِ حَیاتِ اَبَد از شاه چَشیده ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۳۱ - ای دلبر بیصورت صورتگر ساده
گوهر بعدی:غزل ۲۳۳۳ - این کیست چنین مست، ز خمار رسیده؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.