خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساس غربت، جدایی و مرگ است. شاعر از دوری از وطن، عزت از دست رفته و رفتن به سوی مرگ سخن میگوید. همچنین، اشارهای به عشق و اشتیاق دارد که با مفاهیمی مانند گل، نافه و ختن نمادین شده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و مرگاندیشی در این شعر وجود دارد که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی فاخر، مناسب سنین نوجوانی و بزرگسالی است.
غزل ۵۷۰ - نه از غربت اندر وطن می روی
نه از غربت اندر وطن می روی
ز دنبالهٔ مرگ من می روی ۱
بهای تو ای نافه خود کم نبود
که برگشته سوی ختن می روی ۲
نه کم عزتی، ای دُر آخر، چرا
ز تاج سرم در عدن می روی ۳
که دستار، ای گل، به یاد تو بست
که مشتاق وار از چمن می روی ۴
چه مشتاقی ای تن به سوی لحد
که ناشسته اندر کفن می روی ۵
خیالی که عرفی خلد در دلت
که بی موجب از خویشتن می روی ۶
ز دنبالهٔ مرگ من می روی ۱
بهای تو ای نافه خود کم نبود
که برگشته سوی ختن می روی ۲
نه کم عزتی، ای دُر آخر، چرا
ز تاج سرم در عدن می روی ۳
که دستار، ای گل، به یاد تو بست
که مشتاق وار از چمن می روی ۴
چه مشتاقی ای تن به سوی لحد
که ناشسته اندر کفن می روی ۵
خیالی که عرفی خلد در دلت
که بی موجب از خویشتن می روی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۹ - با گلهٔ دوستان هست حلاوت بسی
گوهر بعدی:غزل ۵۷۱ - خوش آن گرمی ز شمع وصل مهرافروزتر باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.