خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، مستی و بیاعتنایی به قواعد و آداب اجتماعی سخن میگوید. او از عشق به ساقی و زیباییهای او یاد میکند و از ناامیدی و تنگدستی خود مینالد. همچنین، شاعر به موضوعاتی مانند ایمان، طاعت و ناامیدی از زندگی اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی، ناامیدی و اشاره به مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد.
غزل ۵۶۰ - نه شکیب توبه از می، نه ادب ز ما به مستی
نه شکیب توبه از می، نه ادب ز ما به مستی
که به چین زلف ساقی بکنم دراز دستی ۱
چو کشی ز ناز لشکر، تو بگو فدای من شو
که گران نمی فروشد، به تو کس متاع هستی ۲
چه عقوبت است یا رب، من عافیت گزین را
نه گمان زود مردن، نه امید تندرستی ۳
همه نقد جنس ایمان، به تو بر فشاندم اکنون
تو و ننگ آن بضاعت، من و عیش و تنگدستی ۴
ره طاعت تو یا رب، که رود چنانکه شاید
چو نیاید از برهمن، به سزا صنم پرستی ۵
گلهٔ نیامدن ها، گل وعده هاست، ور نه
به همین خوش است عرفی، که تو نامه ای فرستی ۶
که به چین زلف ساقی بکنم دراز دستی ۱
چو کشی ز ناز لشکر، تو بگو فدای من شو
که گران نمی فروشد، به تو کس متاع هستی ۲
چه عقوبت است یا رب، من عافیت گزین را
نه گمان زود مردن، نه امید تندرستی ۳
همه نقد جنس ایمان، به تو بر فشاندم اکنون
تو و ننگ آن بضاعت، من و عیش و تنگدستی ۴
ره طاعت تو یا رب، که رود چنانکه شاید
چو نیاید از برهمن، به سزا صنم پرستی ۵
گلهٔ نیامدن ها، گل وعده هاست، ور نه
به همین خوش است عرفی، که تو نامه ای فرستی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۹ - من صید غم عشوه نمایی که تو باشی
گوهر بعدی:غزل ۵۶۱ - گمان دارم که این درد و تحمل می کند کاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.