خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از غم عشق، امید به درمان، وفاداری و ارزش معشوق در زندگی خود سخن می‌گوید. شاعر معشوق را بالاتر از همه چیز می‌داند و حضور او را مایه آرامش و سعادت خود می‌خواند.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساساتی است که درک آن‌ها برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک بالاتر از عواطف انسانی است.

مشاهده کامل

غزل ۵۵۹ - من صید غم عشوه نمایی که تو باشی

من صید غم عشوه نمایی که تو باشی
بیمار به امید دوایی که تو باشی ۱

لطفی به کسان گر نکند عیب بگیرند
غارت زدهٔ مهر و وفایی که تو باشی ۲

مردم همه جویند نشاط و طرب و عیش
من فتنه و آشوب بلایی که تو باشی ۳

ای بخت ز شاهی به گدایی نرسیدیم
در سایهٔ میمون همایی که تو باشی ۴

از بس که ملایک به تماشای تو جمعند
اندیشه نگنجد به سرایی که تو باشی ۵

خورشید به گرد سر هر ذره بگردد
آن جا که خیال تو و جایی که تو باشی ۶

عرفی چه کند گر به ضیافت بردش وصل
با نعمت دیدار گدایی که تو باشی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۸ - تا بدانی که دوستدار کشی
گوهر بعدی:غزل ۵۶۰ - نه شکیب توبه از می، نه ادب ز ما به مستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.