خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و سوزش درونی سخن میگوید و از نمادهای آتش و آتشکده برای بیان احساسات عمیق و عرفانی استفاده میکند. شاعر با تصاویری مانند پیراهن شعلهور، سینهی سوزان و روح آتشین، حالتهای درونی خود را به تصویر میکشد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند سوزش درونی و مرگ نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی برای درک دارند.
غزل ۵۴۵ - شب نشد از تاب تب پیرهن آتشکده
شب نشد از تاب تب پیرهن آتشکده
پیرهنم شعله بود، انجمن آتشکده ۱
صورت شیرین بکاشت، گلشنی از خار و خس
بهر خود آماده ساخت، کوهکن آتشکده ۲
سینهٔ سوزان من، قبلهٔ گبران شده است
روح من آتش بود، جسم من آتشکده ۳
سرد نگردد ز مرگ، ای دل آتش فروز
می برم از پیرهن در کفن آتشکده ۴
رو سوی گلخن دلا، باغ و گلستان مشو
بس که بر افروختی در چمن آتشکده ۵
پیرهنم شعله بود، انجمن آتشکده ۱
صورت شیرین بکاشت، گلشنی از خار و خس
بهر خود آماده ساخت، کوهکن آتشکده ۲
سینهٔ سوزان من، قبلهٔ گبران شده است
روح من آتش بود، جسم من آتشکده ۳
سرد نگردد ز مرگ، ای دل آتش فروز
می برم از پیرهن در کفن آتشکده ۴
رو سوی گلخن دلا، باغ و گلستان مشو
بس که بر افروختی در چمن آتشکده ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۴ - عاشقی دکان رسوایی به شهر و کو منه
گوهر بعدی:غزل ۵۴۶ - جانم ز سینه بر زه دامان بر آمده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.