خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر از زاهد میخواهد که به داستانهای عاشقانه گوش دهد و هشدار میدهد که عشق راهی پر از ناکامی است. همچنین، از شنیدن صدای درد و غم دیگران سخن میگوید و مخاطب را به درک حال عاشقان دعوت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از مضامین مانند ناکامی و درد برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۵۳۶ - تو ای زاهد برو افسانهٔ باغ ارم بشنو
تو ای زاهد برو افسانهٔ باغ ارم بشنو
ولی از وصف کوی او به بانگ شمه هم بشنو ۱
به ناکامی بمیرد هر که راه عشق پیماید
عنان را نرم کن وین مژدگانی هر قدم بشنو ۲
لب جام است در افسانه آن گه که می نوشی
گمان دارم که گویم شمه ای از حال جم بشنو ۳
مپر ای مرغ دل در صیدگاه ناز محبوبان
ز هر جانب صدای بال شاهین راز هم بشنو ۴
بیا ای آن که بر طرف حریم کعبه می تازی
به گرد کوی او لبیک لبیک حرم بشنو ۵
بیا در سینهٔ عرفی که مالامال غم گردی
به حال او صدای آه درد آلود غم بشنو ۶
ولی از وصف کوی او به بانگ شمه هم بشنو ۱
به ناکامی بمیرد هر که راه عشق پیماید
عنان را نرم کن وین مژدگانی هر قدم بشنو ۲
لب جام است در افسانه آن گه که می نوشی
گمان دارم که گویم شمه ای از حال جم بشنو ۳
مپر ای مرغ دل در صیدگاه ناز محبوبان
ز هر جانب صدای بال شاهین راز هم بشنو ۴
بیا ای آن که بر طرف حریم کعبه می تازی
به گرد کوی او لبیک لبیک حرم بشنو ۵
بیا در سینهٔ عرفی که مالامال غم گردی
به حال او صدای آه درد آلود غم بشنو ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۵ - ساقی بیا و دامن گل بر سبو فشان
گوهر بعدی:غزل ۵۳۷ - ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.