خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان احساسات عمیق و عاشقانهای میپردازد که با درد و رنج همراه است. شاعر از دلهای مست جنون، نگاههای پر از اشک و خون، نالههای لهشده و جان بیمار سخن میگوید. همچنین، به داستان فرهاد و شیرین اشاره میکند و آرزوی رهایی شیرین از قید بیستون را بیان میدارد.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و همراه با درد و رنج است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، اشاره به داستان فرهاد و شیرین ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۵۳۴ - کو می شوقی که دل مست جنون آید برون
کو می شوقی که دل مست جنون آید برون
هر نگاه از دیده با صد موج خون آید برون ۱
ناله تا نزدیک لب صد جا شود پا مال او
جان بیمار از درون سینه چون آید برون ۲
چون رود فرهاد با آن جذبه، شاید گر شبی
صورت شیرین ز قید بیستون آید برون ۳
هر نگاه از دیده با صد موج خون آید برون ۱
ناله تا نزدیک لب صد جا شود پا مال او
جان بیمار از درون سینه چون آید برون ۲
چون رود فرهاد با آن جذبه، شاید گر شبی
صورت شیرین ز قید بیستون آید برون ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۳ - ز خونم روی میدان تازه گردان
گوهر بعدی:غزل ۵۳۵ - ساقی بیا و دامن گل بر سبو فشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.