خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از مطرب میخواهد اسرار و داستانهای روحافزا را بازگو کند. او از عشق و معنویت سخن میگوید و به موضوعاتی مانند عشق الهی، اسرار وجود، و صلاح جان اشاره میکند. شاعر از مطرب میخواهد که داستانهای الهامبخش و دعاهای مستجاب شده را بازگو کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و معنوی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۲۷ - مطربا اسرار ما را بازگو
مُطربا اسرارِ ما را بازگو
قِصّههایِ جانْ فَزا را بازگو ۱
ما دَهان بَربَستهایم امروز ازو
تو حَدیثِ دِلْگُشا را بازگو ۲
من گِران گوشَم، بِنِه رُخ بر رُخَم
وَعدهٔ آن خوش لِقا را بازگو ۳
ماجَرایی رفت جان را در اَلَست
بازگو آن ماجَرا را بازگو ۴
مَخزَنِ اِنّا فَتَحْنا بَرگُشا
سِرِّ جانِ مُصطفی را بازگو ۵
مُسْتَجاب آمد دُعایِ عاشقان
ای دُعاگو آن دُعا را بازگو ۶
چون صَلاحُ الدّینْ صَلاحِ جانِ ماست
آن صَلاحِ جانها را بازگو ۷
قِصّههایِ جانْ فَزا را بازگو ۱
ما دَهان بَربَستهایم امروز ازو
تو حَدیثِ دِلْگُشا را بازگو ۲
من گِران گوشَم، بِنِه رُخ بر رُخَم
وَعدهٔ آن خوش لِقا را بازگو ۳
ماجَرایی رفت جان را در اَلَست
بازگو آن ماجَرا را بازگو ۴
مَخزَنِ اِنّا فَتَحْنا بَرگُشا
سِرِّ جانِ مُصطفی را بازگو ۵
مُسْتَجاب آمد دُعایِ عاشقان
ای دُعاگو آن دُعا را بازگو ۶
چون صَلاحُ الدّینْ صَلاحِ جانِ ماست
آن صَلاحِ جانها را بازگو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۲۶ - ای بکرده رخت عشاقان گرو
گوهر بعدی:غزل ۲۲۲۸ - جان ما را هر نفس، بستان نو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.