خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق الهی سخن میگوید. او از رنجهای عاشقان و دلهایی که در چوگان عشق بازی میشوند، صحبت میکند و به قدرت و جذبهی عشق الهی اشاره میکند. شاعر همچنین از شمس تبریزی به عنوان نماد عشق و روشنایی یاد میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۲۶ - ای بکرده رخت عشاقان گرو
ای بِکَرده رَخْتِ عُشّاقان گِرو
خون مَریز این عاشقان را و مَرو ۱
بر سَرِ رَهْ تو زِ خونْ آثار بین
هر طَرَف تو نَعْرهیی خونین شِنو ۲
گفتم این دل را که چوگانَش بِبین
گَر یکی گویی، دَران چوگان بِدو ۳
گفت دل کَنْدَر خَمِ چوگانِ او
کُهنه گشتم صد هزاران بار و نو ۴
کِی نَهان گردد زِ چوگانْ گویِ دل؟
کَنْدَران صَحرا نه چاه است و نه گو ۵
گُربهٔ جان عَطْسهٔ شیرِ اَزَل
شیر لَرزد چون کُند آن گُربه مو ۶
زَرِّ کانِ شَمسِ تبریزیست این
صاف باشد گَر بِجویی جو به جو ۷
خون مَریز این عاشقان را و مَرو ۱
بر سَرِ رَهْ تو زِ خونْ آثار بین
هر طَرَف تو نَعْرهیی خونین شِنو ۲
گفتم این دل را که چوگانَش بِبین
گَر یکی گویی، دَران چوگان بِدو ۳
گفت دل کَنْدَر خَمِ چوگانِ او
کُهنه گشتم صد هزاران بار و نو ۴
کِی نَهان گردد زِ چوگانْ گویِ دل؟
کَنْدَران صَحرا نه چاه است و نه گو ۵
گُربهٔ جان عَطْسهٔ شیرِ اَزَل
شیر لَرزد چون کُند آن گُربه مو ۶
زَرِّ کانِ شَمسِ تبریزیست این
صاف باشد گَر بِجویی جو به جو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۲۵ - شکر ایزد را که دیدم روی تو
گوهر بعدی:غزل ۲۲۲۷ - مطربا اسرار ما را بازگو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.