خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که با استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات زیبا، به توصیف حالات مستی و تفکر می‌پردازد. شاعر از مستی عثمان و عمر سخن می‌گوید و آن را با مستی فکر و عشرت مقایسه می‌کند. همچنین، از زیبایی‌های طبیعت و حالات روحی انسان صحبت می‌شود.

این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۲۲۲ - سر عثمان تو مست است، برو ریز کدو

سَرِ عُثمانِ تو مَست است، بَرو ریزِ کَدو
چون عُمَر مُحْتَسِبی، داد کُنی، این جا کو؟ ۱

چه حَدیث است، زِ عُثمانْ عُمَرَم مَست‌تر است
وان دِگَر را که رییس است نگویم، تو بگو ۲

مَست دیدی که شکوفه‌ش همه دُرّ است و عَقیق؟
باده‌ای کو چو اویسِ قَرَنی دارد بو؟ ۳

ای بَسا فِکْرَتِ باریک، که چون مویْ شُده ست
وَزْ سَرِ زُلفِ خوشِ یار ندارد سَرِ مو ۴

مَستِ فِکْرَت دِگَر و مَستیِ عِشرَت دِگَر است
قطرهٔ این کُند آن که نکُند زان دو سَبو ۵

بَس کُن و دفترِ گفتار دَرین جو اَفْکَن
بر لَبِ جویِ حِیَل تخته مَنِه، جامه مَشو ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۲۱ - سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش ازو
گوهر بعدی:غزل ۲۲۲۳ - ای همه سرگشتگان مهمان تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.