خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از زبان عاشقی بیان میشود که در عشق و هوس غرق شده و از آتش عشق میسوزد. شاعر از حالات عاشقانه، اشتیاق و سوزش درونی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند عشق الهی، شیدایی و وابستگی روحی اشاره میکند. همچنین، از شمس تبریز به عنوان نماد عشق و زیبایی یاد میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند سوزش عشق و هوس ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۲۲۲۱ - سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش ازو
سَر و پا گُم کُند آن کَس که شود دِلْخوش ازو
دلْ کِه باشد که نگردد هَمگی آتش ازو؟ ۱
گِردِ آن حوضْ هَمیگَردی و عاشق شُدهیی
چون شُدی غَرقِ شِکَر، رو همه تَنْ میچَش ازو ۲
چون سَبویِ تو در آن عشق و کَشاکَش بِشِکَست
بر لبِ چَشمه دَهانْ مینِهْ و خوش میکَش ازو ۳
عَسَلی جوشَد ازان خُم، که نه در شش جِهَت است
پنج انگشت بِلیسَند کُنون هر شش ازو ۴
آن چه آب است کَزو عاشقِ پُر آتش و باد
از هَوَسْ هَمچو زمینْ خاک شُد و مَفْرَش ازو ۵
آهِ عاشق زِچه سوزد تُتُقِ گَردون را؟
زان که میخیزد آن آتش و آن آهَش ازو ۶
شَمسِ تبریز که جان در هَوَسِ او بِگِریست
گشت زیبا و دِلارام و لَطیف و کَش ازو ۷
دلْ کِه باشد که نگردد هَمگی آتش ازو؟ ۱
گِردِ آن حوضْ هَمیگَردی و عاشق شُدهیی
چون شُدی غَرقِ شِکَر، رو همه تَنْ میچَش ازو ۲
چون سَبویِ تو در آن عشق و کَشاکَش بِشِکَست
بر لبِ چَشمه دَهانْ مینِهْ و خوش میکَش ازو ۳
عَسَلی جوشَد ازان خُم، که نه در شش جِهَت است
پنج انگشت بِلیسَند کُنون هر شش ازو ۴
آن چه آب است کَزو عاشقِ پُر آتش و باد
از هَوَسْ هَمچو زمینْ خاک شُد و مَفْرَش ازو ۵
آهِ عاشق زِچه سوزد تُتُقِ گَردون را؟
زان که میخیزد آن آتش و آن آهَش ازو ۶
شَمسِ تبریز که جان در هَوَسِ او بِگِریست
گشت زیبا و دِلارام و لَطیف و کَش ازو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۲۰ - هله ای شاه مپیچان سر و دستار، مرو
گوهر بعدی:غزل ۲۲۲۲ - سر عثمان تو مست است، برو ریز کدو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.