خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد عشق و محرومیت میگوید و از معشوق خود میخواهد که از جمال و کمال او سخن بگوید. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند آتش، نور و ماه اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که به او ایمان داشته باشد و از دنیای مادی فاصله بگیرد.
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۲۰۸ - نالهیی کن عاشقانه، درد محرومی بگو
نالهیی کُن عاشقانه، دَردِ مَحْرومی بگو
پارسی گو ساعتیّ و ساعتی رومی بگو ۱
خواه رومی، خواه تازی، من نخواهم غیرِ تو
از جَمال و از کَمال و لُطفِ مَخْدومی بگو ۲
هم بِسوزی، هم بِسازی، هم بِتابی در جهان
آفتابی، ماهتابی، آتشی، مومی بگو؟ ۳
گَر کسی گوید که آتش سرد شُد، باور مَکُن
تو چه دودیّ و چه عودی، حَیِّ قَیّومی بگو ۴
ای دلِ پَرّانِ من، تا کِی ازین ویرانِ تَن
گَر تو بازی بَرپَر آن جا، وَرْ تو خود بومی بگو ۵
پارسی گو ساعتیّ و ساعتی رومی بگو ۱
خواه رومی، خواه تازی، من نخواهم غیرِ تو
از جَمال و از کَمال و لُطفِ مَخْدومی بگو ۲
هم بِسوزی، هم بِسازی، هم بِتابی در جهان
آفتابی، ماهتابی، آتشی، مومی بگو؟ ۳
گَر کسی گوید که آتش سرد شُد، باور مَکُن
تو چه دودیّ و چه عودی، حَیِّ قَیّومی بگو ۴
ای دلِ پَرّانِ من، تا کِی ازین ویرانِ تَن
گَر تو بازی بَرپَر آن جا، وَرْ تو خود بومی بگو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۰۷ - در خلاصهی عشق آخر شیوهٔ اسلام کو؟
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰۹ - ای زرویت تافته در هر زمانی نور نو
نظرها و حاشیه ها
۱
معنای شعر چیست
با سلام و احترام. متاسفانه در حال حاضر توانایی نوشتن شرح و تفسیر بر آثار را نداریم.