خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که از عشق و فداکاری در راه معشوق حقیقی سخن میگوید. شاعر از خواننده میخواهد که جام عشق را بستاند، از تعلقات دنیوی بگذرد و به سوی معشوق حقیقی حرکت کند. او تأکید میکند که دیدار معشوق ارزش فداکاری و از دست دادن همه چیز را دارد و در نهایت، معشوق را شمس تبریز معرفی میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و گذشتن از تعلقات دنیوی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۲۱۷۹ - تو جام عشق را بستان و میرو
تو جامِ عشق را بِسْتان و میرو
هَمان معشوق را میدان و میرو ۱
شرابی باش بیخاشاکِ صورت
لَطیف و صافْ همچون جان و میرو ۲
یکی دیدارِ او صد جان بیاَرْزَد
بِدِه جان و بِخَر ارزان و میرو ۳
چو دیدی آن چُنان سیمین بَری را
بِدِه سیم و بِنِه هَمیان و میرو ۴
اگر عالَم شود گِریانْ تو را چه؟
نَظَر کُن در مَهِ خندان و میرو ۵
اگر گویند زَرّاقیّ و خالی
بگو هستم دو صد چندان و میرو ۶
کُلوخی بر لبِ خود مال با خَلْق
شِکَر را گیر در دندان و میرو ۷
بگو آن مَهْ مرا، باقی شما را
نه سَر خواهیم و نی سامان و میرو ۸
کی است آن مَهْ؟ خداوند، شَمسِ تبریز
دَرآ در ظِلِّ آن سُلطان و میرو ۹
هَمان معشوق را میدان و میرو ۱
شرابی باش بیخاشاکِ صورت
لَطیف و صافْ همچون جان و میرو ۲
یکی دیدارِ او صد جان بیاَرْزَد
بِدِه جان و بِخَر ارزان و میرو ۳
چو دیدی آن چُنان سیمین بَری را
بِدِه سیم و بِنِه هَمیان و میرو ۴
اگر عالَم شود گِریانْ تو را چه؟
نَظَر کُن در مَهِ خندان و میرو ۵
اگر گویند زَرّاقیّ و خالی
بگو هستم دو صد چندان و میرو ۶
کُلوخی بر لبِ خود مال با خَلْق
شِکَر را گیر در دندان و میرو ۷
بگو آن مَهْ مرا، باقی شما را
نه سَر خواهیم و نی سامان و میرو ۸
کی است آن مَهْ؟ خداوند، شَمسِ تبریز
دَرآ در ظِلِّ آن سُلطان و میرو ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۷۸ - تو کمترخوارهیی، هشیار میرو
گوهر بعدی:غزل ۲۱۸۰ - ازین پستی به سوی آسمان شو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.