خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه است که در آن عاشق و معشوق در یک خانه همنشین هستند. عاشق با نام «باریکک» خود را معرفی میکند و معشوق به او پاسخ میدهد که عشق واقعی آنقدر بزرگ است که در هیچ محدودیتی نمیگنجد و حتی جای دو نفر (عاشق و معشوق) در آن نیست.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، زبان و سبک شعر کلاسیک آن برای مخاطبان با سطح درک بالاتر مناسبتر است.
شماره ۷۲ - عاشق سرمست با جانانه ای
عاشق سرمست با جانانه ای
همنشین بودند در یک خانه ای ۱
نازکی باریک بینی خوش لقا
حلقه ای زد بر در خلوتسرا ۲
گفت عاشق کیست بر در وقت شام
گفت هستم بنده باریکک به نام ۳
گفت اگر موئی نگنجی در میان
جان و جانانست و جانانست و جان ۴
او نمی گنجد که می گوئیم او
او نمی گنجد چه جای ما و تو ۵
همنشین بودند در یک خانه ای ۱
نازکی باریک بینی خوش لقا
حلقه ای زد بر در خلوتسرا ۲
گفت عاشق کیست بر در وقت شام
گفت هستم بنده باریکک به نام ۳
گفت اگر موئی نگنجی در میان
جان و جانانست و جانانست و جان ۴
او نمی گنجد که می گوئیم او
او نمی گنجد چه جای ما و تو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - چشم عالم روشن است از نور او
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - سخن گر ز توحید گوئی به من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.