خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند نوسان بین غم و شادی، خودشناسی، رابطهی انسان با خود و جهان، و جایگاه انسان در هستی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق به خود، فروش خود به خود، و ارتباط با عالم صحبت میکند و در نهایت به جایگاه ویژهی انسان به عنوان سید عالم اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و تأمل دارند که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
غزل ۱۵۳۷ - گاهی به غم و گهی به شادی
گاهی به غم و گهی به شادی
دکان خوشی درش گشادی ۱
هر رخت که بود در خزینه
بر درگه خویشتن نهادی ۲
از خود بخری به خود فروشی
در بیع و شری چه اوستادی ۳
سرمایهٔ ما به باد دادی
با ما تو کجا در اوفتادی ۴
معشوق خودی و عاشق خود
هم عشق و داد خویش دادی ۵
فرزند تو اَند جمله عالم
اسرار تو است هر چه زادی ۶
تو سید عالمی به تحقیق
زآنروی که پادشه نژادی ۷
دکان خوشی درش گشادی ۱
هر رخت که بود در خزینه
بر درگه خویشتن نهادی ۲
از خود بخری به خود فروشی
در بیع و شری چه اوستادی ۳
سرمایهٔ ما به باد دادی
با ما تو کجا در اوفتادی ۴
معشوق خودی و عاشق خود
هم عشق و داد خویش دادی ۵
فرزند تو اَند جمله عالم
اسرار تو است هر چه زادی ۶
تو سید عالمی به تحقیق
زآنروی که پادشه نژادی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۳۶ - درد عشقش اگر به جان بردی
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳۸ - ای ترک نیم مست به یغما خوش آمدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.