این متن عرفانی از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر بیان میکند که تحمل درد عشق، گوی دولت را از دیگران میرباید و خرید غم عشق در دو جهان، سود و سرمایهای بینظیر است. جرعههای درد، راحتی جاودان میآورند و کشته شدن در راه عشق، پیروزی جان است. سخن گفتن در میخانه، تحفهای برای عاشقان است و عاشق شدن، گنجینهای رایگان به همراه دارد. کنارهگیری از دنیا، نعمت الهی را نصیب فرد میکند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۵۳۶ - درد عشقش اگر به جان بردی
گوی دولت ز همگنان بردی ۱
گر خریدی غمش به هر دو جهان
سود و سرمایهٔ جهان بردی ۲
جرعهٔ دُرد درد اگر خوردی
راحت عمر جاودان بردی ۳
کشتهٔ عشق اگر شدی ای دل
مژدگانی بده که جان بردی ۴
سخنم گر بری به میخانه
تحفه ای پیش عاشقان بردی ۵
آمدی نزد من شدی عاشق
نقد گنجینهٔ رایگان بردی ۶
گر کناری گرفتی از عالم
نعمت الله از میان بردی ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.