این متن شعری است که در آن شاعر از ویژگیهای ظاهری و روحی خود و عشقش به فردی ناشناخته سخن میگوید. او از زیباییهای ظاهری مانند چهره، مو و چانه خود یاد میکند و تأکید میکند که روح او و معشوقش یکی است. شاعر همچنین بیان میکند که مردم او را عاشق میدانند، اما نمیدانند عشق او به چه کسی است. او از هر چیزی که از طرف معشوقش میآید، استقبال میکند و حتی از دست دادن وطن و اموال خود را به خاطر عشقش میپذیرد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۲۱۲۷ - یا صغیر السن یا رطب البدن
یا قَریبَ الْعَهْدِ مِن شُرْبِ اللَّبَن ۱
هاشِمی الْوَجْهِ تُرْکی الْقَفا
دَیْلَمی الشَّعْرِ رُومِی الذَّقَن ۲
رُوْحُهُ رُوْحی وَ رُوْحی رُوْحُهُ
مَنْ رَای رُوْحَیْنِ عاشا فی بَدَن؟ ۳
صَحَّ عِنْدَ النّاسِ اَنّی عاشِقٌ
غَیْرَاَنْ لَم یَعْرِفُوا عِشقی بِمَنْ ۴
اِقْطَعُوا شَمْلی وَاِنْ شِئْتُم صِلُوا
کُلُّ شَیْءٍ مِنْکُمُ عِنْدی حَسَن ۵
ذابَ مِمّا فی مَتاعِی وَطَنی
وَ مَتاعی بادَ مِمّا فی وَطَن ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.