خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی به وحدت وجود و رابطهی عاشقانهی انسان با معشوق ازلی میپردازد. شاعر بیان میکند که تمام موجودات از جود حق تعالی وجود یافتهاند و در نهایت همه به وحدت میرسند. همچنین به زیبایی و خودشناسی اشاره دارد که مانند دیدن خود در آینه است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و فهم نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۱۵۳۳ - توئی جانا که عین هر وجودی
توئی جانا که عین هر وجودی
به خوبی دل ز خود هم خود ربودی ۱
نبود این بود و بودی عین وحدت
نمودی کثرت از وحدت که بودی ۲
جان صورت و معنی عیان شد
چو بند برقع پنهان گشودی ۳
به چشم خود بدیدی حسن خود را
جمال خود در آئینه نمودی ۴
چو تو با شمع خود رازی بگفتی
چه گویم آنچه خود گفتی شنودی ۵
ز جود او وجود جمله موجود
عجب تو خود وجود عین جودی ۶
وجود هر دو عالم نزد سید
نباشد جز وجود فی وجودی ۷
به خوبی دل ز خود هم خود ربودی ۱
نبود این بود و بودی عین وحدت
نمودی کثرت از وحدت که بودی ۲
جان صورت و معنی عیان شد
چو بند برقع پنهان گشودی ۳
به چشم خود بدیدی حسن خود را
جمال خود در آئینه نمودی ۴
چو تو با شمع خود رازی بگفتی
چه گویم آنچه خود گفتی شنودی ۵
ز جود او وجود جمله موجود
عجب تو خود وجود عین جودی ۶
وجود هر دو عالم نزد سید
نباشد جز وجود فی وجودی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۳۲ - متناهی شود به تو همه شی
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳۴ - اگر نه درد او بودی دوای دل که فرمودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.