خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بر اهمیت رنج و درد در رسیدن به کمال و وحدت با خدا تأکید دارد. شاعر بیان میکند که بدون گذراندن سختیها و ترک نفسانیات، نمیتوان به حقیقت و شفا دست یافت. همچنین، عشق را بر عقل ترجیح میدهد و معتقد است که در مسیر عشق و رندی، میتوان به وحدت با خدا رسید.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است و ممکن است برای کودکان قابل هضم نباشد.
غزل ۱۴۸۷ - بی درد دلی دوا نیابی
بی درد دلی دوا نیابی
بی رنج تنی شفا نیابی ۱
در عین فنا بقا توان یافت
ناگشته فنا بقا نیابی ۲
تا ترک خودی خود نگوئی
چون ما به خدا خدا نیابی ۳
عاشق شو و عقل را رها کن
کز عقل دنی وفا نیابی ۴
بیگانه مشو که در خرابات
رندی چو من آشنا نیابی ۵
جز بر در بارگاه وحدت
ای یار مجو مرا نیابی ۶
ساقی خوشی چو نعمت الله
در میکده حالیا نیایی ۷
بی رنج تنی شفا نیابی ۱
در عین فنا بقا توان یافت
ناگشته فنا بقا نیابی ۲
تا ترک خودی خود نگوئی
چون ما به خدا خدا نیابی ۳
عاشق شو و عقل را رها کن
کز عقل دنی وفا نیابی ۴
بیگانه مشو که در خرابات
رندی چو من آشنا نیابی ۵
جز بر در بارگاه وحدت
ای یار مجو مرا نیابی ۶
ساقی خوشی چو نعمت الله
در میکده حالیا نیایی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۸۶ - بی درد دلی دوا نیابی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸۸ - چو یارم دلبر دیگر نیابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.