خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عرفانی از نعمت الله بیانکننده مفاهیمی مانند فنا در عشق الهی، مسلمانی، عرفان و وحدت وجود است. شاعر تأکید میکند که حقیقت واحد را میتوان به زبانهای مختلف بیان کرد و عشق به معشوق حقیقی (خدا) باعث رهایی از پریشانیها میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات تخصصی عرفان اسلامی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد. همچنین درک صحیح این شعر نیاز به آشنایی اولیه با ادبیات صوفیانه دارد.
غزل ۱۴۷۵ - نعمت الله نمی شود فانی
نعمت الله نمی شود فانی
این چنین دانی ار مسلمانی ۱
عارف ار خرقه ای براندازد
نقش بندد خیال سبحانی ۲
هر که او جان فدای جانان کرد
شاید ار گوئیش که جانانی ۳
یک حقیقت به هر زبان گویا
خوش کلامی بود اگر خوانی ۴
سر زلفش اگر به دست آری
جمع گردی ازین پریشانی ۵
قول سید شنو که سلطان است
چه کنی گفته های خاقانی ۶
این چنین دانی ار مسلمانی ۱
عارف ار خرقه ای براندازد
نقش بندد خیال سبحانی ۲
هر که او جان فدای جانان کرد
شاید ار گوئیش که جانانی ۳
یک حقیقت به هر زبان گویا
خوش کلامی بود اگر خوانی ۴
سر زلفش اگر به دست آری
جمع گردی ازین پریشانی ۵
قول سید شنو که سلطان است
چه کنی گفته های خاقانی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۷۴ - تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۷۶ - حرف جام شراب اگر دانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.