خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق است که نه تنها خود، بلکه تمام جهان را عاشق او میداند. شاعر از نور چشمش سخن میگوید و تأکید میکند که هر جا نگاه میکند، نشانهای از معشوق میبیند. او از معشوق میخواهد که دل جوانان را نشکند و به عشق جوانی احترام بگذارد. شاعر همچنین به نقش خیال معشوق در زندگی خود اشاره میکند و میگوید که بدون آن نمیتواند زندگی کند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق جهانی و نقش خیال نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۷۴ - تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی
تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی
گر جان طلبی هان بسپارند روانی ۱
هر سو که نظر می کنم ای نور دو چشمم
بینم چو خودی بر سر کویت نگرانی ۲
گر نام من ای یار بر آید به زبانت
در هر دو جهان یابم از آن نام و نشانی ۳
خواهی که به پیری رسی ای جان ز جوانی
زنهار مکن قصد دل هیچ جوانی ۴
این علم معانیست که کردیم بیانش
خود خوشتر از این قول که کرده است بیانی ۵
ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
بی نقش خیال تو نباشیم زمانی ۶
در آینهٔ دیدهٔ سید همه بینند
آن نور که دیدیم در این دیده عیانی ۷
گر جان طلبی هان بسپارند روانی ۱
هر سو که نظر می کنم ای نور دو چشمم
بینم چو خودی بر سر کویت نگرانی ۲
گر نام من ای یار بر آید به زبانت
در هر دو جهان یابم از آن نام و نشانی ۳
خواهی که به پیری رسی ای جان ز جوانی
زنهار مکن قصد دل هیچ جوانی ۴
این علم معانیست که کردیم بیانش
خود خوشتر از این قول که کرده است بیانی ۵
ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
بی نقش خیال تو نباشیم زمانی ۶
در آینهٔ دیدهٔ سید همه بینند
آن نور که دیدیم در این دیده عیانی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۷۳ - بی عشق مباش یک زمانی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۷۵ - نعمت الله نمی شود فانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.