خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عرفانی است که در آن شاعر با معشوق خود (که میتواند معشوق زمینی یا الهی باشد) گفتوگو میکند. در این گفتوگو، شاعر به دنبال وصال و دیدار معشوق است، اما معشوق او را به دیدن حقایق درونی و معنوی راهنمایی میکند. شعر به مضامینی مانند عشق، عرفان، حقیقت، و رسیدن به معرفت از طریق شهود و تجربههای درونی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند شراب و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد.
غزل ۱۴۶۳ - گفتم که نقش رویت گفتا در آب بینی
گفتم که نقش رویت گفتا در آب بینی
گفتم خیال وصلت گفتا به خواب بینی ۱
گفتم لبت ببوسم گفتا بیار جامی
گفتم چه می کنی گفت تا در شراب بینی ۲
گفتم حجاب بردار تا بی حجاب بینم
گفتا توئی حجابم چون بی حجاب بینی ۳
ای عقل اگر بیابی ذوقی که هست ما را
هر قطره ای درین بحر دُر خوشاب بینی ۴
در بارگاه خسرو گر بگذری چو فرهاد
شوری ز عشق شیرین در شیخ و شاب بینی ۵
گر چشم تو ببیند نوری که دیده چشمم
هر ذره ای که بینی چون آفتاب بینی ۶
از بحر نعمت الله گر جرعه ای بنوشی
دریا و ماسوی الله جمله سراب بینی ۷
گفتم خیال وصلت گفتا به خواب بینی ۱
گفتم لبت ببوسم گفتا بیار جامی
گفتم چه می کنی گفت تا در شراب بینی ۲
گفتم حجاب بردار تا بی حجاب بینم
گفتا توئی حجابم چون بی حجاب بینی ۳
ای عقل اگر بیابی ذوقی که هست ما را
هر قطره ای درین بحر دُر خوشاب بینی ۴
در بارگاه خسرو گر بگذری چو فرهاد
شوری ز عشق شیرین در شیخ و شاب بینی ۵
گر چشم تو ببیند نوری که دیده چشمم
هر ذره ای که بینی چون آفتاب بینی ۶
از بحر نعمت الله گر جرعه ای بنوشی
دریا و ماسوی الله جمله سراب بینی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۶۲ - بیا بر چشم ما بنشین که خوش آب روان بینی
گوهر بعدی:غزل ۱۴۶۴ - عالمی صورتست و او معنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.