این متن عرفانی از نوعمتاللّه برزنجی بر اهمیت رنج و فنا شدن در راه رسیدن به حقیقت و خدا تأکید دارد. شاعر بیان میکند که برای یافتن خدا، باید از خود گذشت، مانند درویشان فقیر شد و به فنا رسید تا به بقا دست یافت. همچنین، اشاره میکند که عشق و مستی عاشقان در بزم عشق بینظیر است و جستجوی خدا در مکانهای معنوی مانند خرابات ممکن است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، برخی اشارات مانند 'خرابات' ممکن است برای مخاطبان کمسنتر نامفهوم یا نیاز به توضیح داشته باشد.
غزل ۱۴۵۲ - درد میکش که تا دوا یابی
درد مینوش تا صفا یابی ۱
ای که گوئی خدای میجویم
بگذر از خود که تا خدا یابی ۲
گر نوایی ز عارفی جویی
بینوا شو که تا نوا یابی ۳
گر گدائی کنی چو درویشان
هر چه خواهی ز پادشا یابی ۴
بزم عشق است و عاشقان سر مست
به ازین مجلسی کجا یابی ۵
از فنا خوش بقا توانی یافت
رو فنا شو که تا بقا یابی ۶
نعمتاللّه را اگر جویی
به خرابات رو که تا یابی ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.