خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که در آن شاعر از بازگشت به خانه و بستن درب سخن میگوید و اشارهای به ملک شروان و طلب پادشاه دربندی دارد. همچنین، شاعر از یافتن عزیز الوندی در همدان صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات قدیمی ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
غزل ۱۴۵۱ - گر به خانه روی و در بندی
گر به خانه روی و در بندی
به حقیقت بدان که دربندی ۱
ملک شروان چه میکنی عارف
به طلب پادشاه دربندی ۲
همدانی طلب همی کردم
یافتم آن عزیز الوندی ۳
به حقیقت بدان که دربندی ۱
ملک شروان چه میکنی عارف
به طلب پادشاه دربندی ۲
همدانی طلب همی کردم
یافتم آن عزیز الوندی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۵۰ - دولتت را که هست پاینده
گوهر بعدی:غزل ۱۴۵۲ - درد میکش که تا دوا یابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.