خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از نعمت الله ولی، بر اهمیت عشق، مستی معنوی، و غنیمت شمردن لحظهها تأکید دارد. شاعر از دادن جام می به غیر رندان و شکستن خاطر عاشقان پرهیز میدهد و زاهد را شایستهٔ مینمیداند. همچنین، بر حفظ نعمتهای الهی و استفادهٔ بهینه از زمان تأکید میکند.
مفاهیم عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند می و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و فلسفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۴۴۴ - دامن عاشقان ز دست مده
دامن عاشقان ز دست مده
جام می جز به رند مست مده ۱
خاطر ما چو زلف خود مشکن
سر موئی به ما شکست مده ۲
می به زاهد مده که حیف بود
جز به مستان می پرست مده ۳
حالیا حال را غنیمت دان
وقت خود را به نیست و هست مده ۴
نعمت الله را به دست آور
این چنین نعمتی ز دست مده ۵
جام می جز به رند مست مده ۱
خاطر ما چو زلف خود مشکن
سر موئی به ما شکست مده ۲
می به زاهد مده که حیف بود
جز به مستان می پرست مده ۳
حالیا حال را غنیمت دان
وقت خود را به نیست و هست مده ۴
نعمت الله را به دست آور
این چنین نعمتی ز دست مده ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۴۳ - برو ای عقل و پند مست مده
گوهر بعدی:غزل ۱۴۴۵ - بیا ای ساقی مستان و جام می به مستان ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.