خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عقل و پندهای آن میگوید که نباید باعث مستی و گمراهی شود. او از ساقی میخواهد که فقط شراب به دستش دهد و از ذوق و شوق او نکاهد. همچنین، از نعمتالله میخواهد که او را به هر چه هست نسپارد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به شراب و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر صحیح دارد.
غزل ۱۴۴۳ - برو ای عقل و پند مست مده
برو ای عقل و پند مست مده
پند سرمست می پرست مده ۱
جان مده گر هوای ما داری
دامن ذوق ما ز دست مده ۲
ساقیا جام می بیار و بیا
به جز از می به دست مست مده ۳
خاطر ما چو زلف خود مشکن
سر موئی به ما شکست مده ۴
نعمت الله را به دست آور
لیکن او را به هر چه هست مده ۵
پند سرمست می پرست مده ۱
جان مده گر هوای ما داری
دامن ذوق ما ز دست مده ۲
ساقیا جام می بیار و بیا
به جز از می به دست مست مده ۳
خاطر ما چو زلف خود مشکن
سر موئی به ما شکست مده ۴
نعمت الله را به دست آور
لیکن او را به هر چه هست مده ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۴۲ - سروری خواهی بیا و سر بنه
گوهر بعدی:غزل ۱۴۴۴ - دامن عاشقان ز دست مده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.