این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و وفاداری شاعر به معشوق است. شاعر از نقش بستن تصویر معشوق در چشمهایش میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز دیگری در نظرش نمیآید. او از اشکهای جاری خود سخن میگوید و آرزو میکند که با این اشکها، بذر محبتی که در خاک درگاه معشوق کاشته شده را آبیاری کند. شاعر همچنین از امانت بودن جان خود در تن معشوق سخن میگوید و آمادگی خود را برای تسلیم کامل اعلام میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غیرت و تسلیم کامل نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۰۵ - تا نقش خیال تو نگاریم به دیده
کاری به جز این کار نداریم به دیده ۱
از دیدهٔ ما آب روانست به هر سو
از ما بطلب آب بباریم به دیده ۲
غیر تو اگر در نظر ما بنماید
غیرت نگذارد که در آیم به دیده ۳
هر شب به خیالی که به ما روی نمائی
تا روز ستاره بشماریم به دیده ۴
در دیده پدید است نظر کن که توان دید
نقشی و نگاری که نگاریم به دیده ۵
بر خاک درت کاشته شد تخم محبت
امید که ما آب بیاریم به دیده ۶
جان در تن سید تو نهادی به امانت
گر حکم کنی هان بسپاریم به دیده ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.