خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به وحدت وجود و حضور پروردگار در همه ذرات عالم اشاره دارد. شاعر بیان میکند که همه چیز از نور الهی بهره برده و جهان مانند جامهای زیبا از تار و پود وجود بافته شده است. همچنین، رحمت خداوند شامل همه، حتی کور و بینا، میشود و همه چیز به سوی کمال و زیبایی آفریده شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۱۳۹۰ - بر همه ذرات عالم آفتابی تافته
بر همه ذرات عالم آفتابی تافته
بینم و هر ذره ای از وی نصیبی یافته ۱
تار و پود و صورت و معنی و جسم و جان ما
تافته بر همدگر خوش جامه ای را بافته ۲
کس نمی یابم در این صحرا که محرومست از او
آفتاب رحمتش بر کور و بینا تافته ۳
مو بi مو زلف پریشان جمع کرده وانگهی
از برای سیدی خوش گیسوئی را بافته ۴
ساقی سرمست ما بزم ملوکانه نهاد
نعمت الله پیش از رندان به می بشتافته ۵
بینم و هر ذره ای از وی نصیبی یافته ۱
تار و پود و صورت و معنی و جسم و جان ما
تافته بر همدگر خوش جامه ای را بافته ۲
کس نمی یابم در این صحرا که محرومست از او
آفتاب رحمتش بر کور و بینا تافته ۳
مو بi مو زلف پریشان جمع کرده وانگهی
از برای سیدی خوش گیسوئی را بافته ۴
ساقی سرمست ما بزم ملوکانه نهاد
نعمت الله پیش از رندان به می بشتافته ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۸۹ - عشق او خوش آتشی افروخته
گوهر بعدی:غزل ۱۳۹۱ - عقل در کوی عشق سرگشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.