خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از تاریکیهای درون خود و نور ملاقات با معشوق سخن میگوید. او از گناهان و خطاهای خود یاد میکند و آرزو میکند که به سوی آسمانها (سماوات) بازنگردد. در پایان، شاعر به معشوق خود، که مانند خورشید و شاه جان اوست، خطاب میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۱۲ - ظلمت شب پرتو ظلمات من
ظُلْمَتِ شبْ پَرتوِ ظُلْماتِ من
نورِ مَهْ از نورِ مُلاقاتِ من ۱
گوهرِ طاعت شُد ازان کیمیا
زَلَّت و اِنْکار و جنایاتِ من ۲
هست سَماوات در آن آرزو
تا نِگَرَد سویِ سَماواتِ من ۳
ای رُخِ خورشید سویِ بُرجِ من
ای شَهِ جان، شاهِدِ شَهْماتِ من ۴
نورِ مَهْ از نورِ مُلاقاتِ من ۱
گوهرِ طاعت شُد ازان کیمیا
زَلَّت و اِنْکار و جنایاتِ من ۲
هست سَماوات در آن آرزو
تا نِگَرَد سویِ سَماواتِ من ۳
ای رُخِ خورشید سویِ بُرجِ من
ای شَهِ جان، شاهِدِ شَهْماتِ من ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۱۱ - بانگ برآمد ز خرابات من
گوهر بعدی:غزل ۲۱۱۳ - ای تو چو خورشید و شه خاص من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.