خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از مولانا بیانگر وحدت وجود و عشق الهی است. شاعر از جستجوی حقیقت در درون خود و اتحاد با معشوق ازلی سخن میگوید. مفاهیمی مانند تشنگی معنوی، سرمستی عشق، انعکاس حق در آینهی وجود و وحدت عاشق و معشوق به زیبایی تصویر شدهاند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۱۳۶۸ - شد روان آب حیات ما به جو
شد روان آب حیات ما به جو
عین ما می جو از این دریا و جو ۱
آب را می نوش از جام حباب
تشنهٔ آب خوشی از ما بجو ۲
عشق سرمستست در کوی مغان
می رود دل در پی او کو به کو ۳
بشنو و از خود سخن دیگر مگو
هرچه گوید او بگو آنرا بگو ۴
چشم ما روشن به نور روی اوست
لاجرم بینیم ما او را به او ۵
موج دریائیم و دریا عین ما
خوش همی گردیم دائم سو به سو ۶
در چنین آئینهٔ گیتی نما
سید و بنده نشسته روبرو ۷
عین ما می جو از این دریا و جو ۱
آب را می نوش از جام حباب
تشنهٔ آب خوشی از ما بجو ۲
عشق سرمستست در کوی مغان
می رود دل در پی او کو به کو ۳
بشنو و از خود سخن دیگر مگو
هرچه گوید او بگو آنرا بگو ۴
چشم ما روشن به نور روی اوست
لاجرم بینیم ما او را به او ۵
موج دریائیم و دریا عین ما
خوش همی گردیم دائم سو به سو ۶
در چنین آئینهٔ گیتی نما
سید و بنده نشسته روبرو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۶۷ - تا قیامت ترک جام می مگو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶۹ - این چشم تو دایم مدام آب روان دارد بجو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.