هوش مصنوعی: این متن عرفانی و عاشقانه، به توصیف جمال و کمال معشوق می‌پردازد و تأثیر عمیق او را بر جهان و انسان‌ها بیان می‌کند. شاعر از عظمت و ارزش معشوق سخن می‌گوید و اینکه همه چیز در برابر او ناچیز است. همچنین، اشاره‌ای به تسلط معشوق بر قلب‌ها و عقل‌ها دارد و اینکه جستجوی هر کس به اندازه همت اوست.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۱۳۴۸ - چشم عالم روشن است از آفتاب روی او

چشم عالم روشن است از آفتاب روی او
هر چه می گویند مردم هست گفت و گوی او ۱

جان چه باشد تا که باشد قیمت جانان من
هر دو عالم قیمت یک تاره ای از موی او ۲

از عرب آمد ولی ملک عجم نیکو گرفت
شاه ترکستان شد از جان بندهٔ هندوی او ۳

آینه با او نشسته روبرو دانی چرا
شاه دل از جان روان یک رو شده با روی او ۴

در میان با هر یکی و در کنار هر یکی
عقل کل حیران و سرگردان شده در کوی او ۵

مه نبینم گرنبینم نور او در روی ماه
گل نبویم گر نیابم بوی گل از بوی او ۶

جستجوی هر کسی باشد به قدر همتش
نعمت الله روز و شب باشد به جست و جوی او ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۴۷ - نوای عالمی بخشی اگر یابی نوای او
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴۹ - گوش کن تا بشنوی اسرار او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.