خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن فوق یک شعر عرفانی است که بر جستجوی حقیقت، ایمان، عشق الهی و رهایی از تعلقات دنیوی تأکید دارد. شاعر مخاطب را به ترک کفر، طلب آفتاب حقیقت، جستجوی گنج در ویرانه دل، و همراهی با رندان (عارفان) دعوت میکند. همچنین، عشق به معشوق حقیقی (خدا) و مستی معنوی از مضامین اصلی آن است.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده (مانند 'رندان'، 'مستی معنوی') ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند ترک دنیا نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۳۱۱ - دل ز جان برگیر و جانان را بجو
دل ز جان برگیر و جانان را بجو
کفر را بگذار و ایمان را بجو ۱
سایه بگذار آفتابی را طلب
این مجو ای یار ما آن را بجو ۲
آبروئی جو در این دریای ما
جو چه می جوئی تو عمان را بجو ۳
گنج او درکنج ویران دل است
گنج خواهی کنج ویران را بجو ۴
مجمع اهل دلان گر بایدت
مو به مو زلف پریشان را بجو ۵
گر حضور صحبتی جوئی چو ما
زاهدان بگذار و رندان را بجو ۶
نعمت الله را بجو گر عاشقی
جام می بستان و مستان را بجو ۷
کفر را بگذار و ایمان را بجو ۱
سایه بگذار آفتابی را طلب
این مجو ای یار ما آن را بجو ۲
آبروئی جو در این دریای ما
جو چه می جوئی تو عمان را بجو ۳
گنج او درکنج ویران دل است
گنج خواهی کنج ویران را بجو ۴
مجمع اهل دلان گر بایدت
مو به مو زلف پریشان را بجو ۵
گر حضور صحبتی جوئی چو ما
زاهدان بگذار و رندان را بجو ۶
نعمت الله را بجو گر عاشقی
جام می بستان و مستان را بجو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۱۰ - در دیده توئی و دیده ام تو
گوهر بعدی:غزل ۱۳۱۲ - جان فدا کن وصل جانان را بجو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.