خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عرفانی و عاشقانه است که مخاطب را به نگاه عمیق به درون، رها کردن تعلقات دنیوی، عشق ورزیدن و رسیدن به کمال دعوت میکند. شاعر از مخاطب میخواهد تا با نگاهی عارفانه به هستی بنگرد، در بزم عاشقان حاضر شود و به سفر روحانی در عالم نیستی بپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رها کردن تعلقات دنیوی و سفر روحانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۱۲۸۷ - در چشم پر آب ما نظر کن
در چشم پر آب ما نظر کن
هر سو برو و ز ما خبر کن ۱
سودای میان تهی چه داری
رندانه بیا ز سر به در کن ۲
خاک کف پای عاشقان شو
خود را به کمال معتبر کن ۳
گر می خواهی بهشت جاوید
مستانه به بزم ما گذر کن ۴
هستی بگذار عارفانه
در عالم نیستی سفر کن ۵
جامی ز حباب پر کن از آب
با ما تو حدیث بحر و بر کن ۶
بنگر تو جمال نعمت الله
در جام جهان نما نظر کن ۷
هر سو برو و ز ما خبر کن ۱
سودای میان تهی چه داری
رندانه بیا ز سر به در کن ۲
خاک کف پای عاشقان شو
خود را به کمال معتبر کن ۳
گر می خواهی بهشت جاوید
مستانه به بزم ما گذر کن ۴
هستی بگذار عارفانه
در عالم نیستی سفر کن ۵
جامی ز حباب پر کن از آب
با ما تو حدیث بحر و بر کن ۶
بنگر تو جمال نعمت الله
در جام جهان نما نظر کن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۸۶ - ای دل ز جهان ، جهان گذر کن
گوهر بعدی:غزل ۱۲۸۸ - ای دل به درخانهٔ جانانه گذر کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.