خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از سید موحدی، بر محوریت عشق و عرفان تمرکز دارد. شاعر از جدایی نالیده و اتحاد با معشوق را میطلبد. او عشق را جان عاشق و دلیل حیات میداند و خود را گدای عشق معرفی میکند. فضای شعر، میخانه و خلوتگاه عرفانی است و بر مفهوم «میان» بودن (وحدت در کثرت) تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند «میخانه» نیازمند درک فلسفی و بلوغ فکری است که معمولاً از نوجوانی به بعد قابل درک میشود.
غزل ۱۲۸۲ - از ما مکن کنار که مائیم در میان
از ما مکن کنار که مائیم در میان
ما را کنار گیر که آئیم در میان ۱
نوری از آن کنار به ما رو نمود باز
روشن چو آفتاب نمائیم در میان ۲
گر نه مراد اوست که گیریم در کنار
با این و آن همیشه چرائیم در میان ۳
بسته کمر به خلوت میخانه می رویم
آنجا میان خویش گشائیم در میان ۴
عشقست جان عاشق و دل زنده ایم ما
مائیم حی و عشق نمائیم در میان ۵
عاشق کنار دارد و معشوق هم کنار
عشقیم و آمدیم که مائیم در میان ۶
سید موحدیست که سلطان گدای اوست
اندیشه کج مبر که گدائیم در میان ۷
ما را کنار گیر که آئیم در میان ۱
نوری از آن کنار به ما رو نمود باز
روشن چو آفتاب نمائیم در میان ۲
گر نه مراد اوست که گیریم در کنار
با این و آن همیشه چرائیم در میان ۳
بسته کمر به خلوت میخانه می رویم
آنجا میان خویش گشائیم در میان ۴
عشقست جان عاشق و دل زنده ایم ما
مائیم حی و عشق نمائیم در میان ۵
عاشق کنار دارد و معشوق هم کنار
عشقیم و آمدیم که مائیم در میان ۶
سید موحدیست که سلطان گدای اوست
اندیشه کج مبر که گدائیم در میان ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۸۱ - گر خدا خواهی جدا از خود مدان
گوهر بعدی:غزل ۱۲۸۳ - دمی در چشم مست ما نظر کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.