این متن عرفانی به موضوع وحدت وجود و دیدگاه عارفانه نسبت به معشوق و هستی میپردازد. شاعر بیان میکند که همه چیز را باید در نور معشوق دید و در نهایت، همه چیز به او ختم میشود. با نگاه دقیقتر، میتوان خود و معشوق را در یکدیگر مشاهده کرد. متن همچنین به مستی عشق و وحدت در کثرت اشاره دارد و تأکید میکند که در نهایت، همه چیز یکی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته (مانند «مستی عشق» و «خرابات») نیاز به دانش ادبی و عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۱۲۵۶ - هرچه بینی به نور او می بین
بلکه او را به او نکو می بین ۱
نظری کن در آینه بنگر
خود و معشوق روبرو می بین ۲
زلف محبوب را به دست آور
زلف بگشا و مو به مو می بین ۳
خوش درین بحر ما در آ با ما
آب می جو و سو به سو می بین ۴
یکی اندر یکی ، یکی باشد
گرتو احول شدی به دو می بین ۵
در خرابات عشق مستانه
جام می نوش و هم سبو می بین ۶
غیر او نیست سید و بنده
سید و بنده را به او می بین ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.