خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، با استفاده از نمادهای نور، یوسف، جام گیتینما و میخانه، به بیان حالات عاشقانه و روحانی میپردازد. شاعر از عشق الهی و مستی عرفانی سخن میگوید و مخاطب را به تسلیم در برابر معشوق و درک حقایق عالم دعوت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی نمادها مانند میخانه و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا گمراهکننده باشد.
غزل ۱۲۴۵ - چشم من شد به نور او روشن
چشم من شد به نور او روشن
نظری کن به نور او در من ۱
هر خیالی که نقش می بندم
بود آن یوسفی و پیراهن ۲
جام گیتی نما به دست آور
تا نماید تو را به تو روشن ۳
کنج میخانه جنت الماویست
خوش بهشتیست گر کنی مسکن ۴
دست ساقی ما بگیر و ببوس
سرخود را به پای او افکن ۵
عاشق مست چون سخن گوید
عقل مخمور می شود الکن ۶
گر تو هستی محب سید ما
دل رند شکسته را مشکن ۷
نظری کن به نور او در من ۱
هر خیالی که نقش می بندم
بود آن یوسفی و پیراهن ۲
جام گیتی نما به دست آور
تا نماید تو را به تو روشن ۳
کنج میخانه جنت الماویست
خوش بهشتیست گر کنی مسکن ۴
دست ساقی ما بگیر و ببوس
سرخود را به پای او افکن ۵
عاشق مست چون سخن گوید
عقل مخمور می شود الکن ۶
گر تو هستی محب سید ما
دل رند شکسته را مشکن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۴۴ - ای نور چشم عاشقان بنشین به چشم خویشتن
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴۶ - ایها الطالب چو جای ما و من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.