خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، خطاب به معشوقی الهی است که به عنوان نور چشم عاشقان، یوسف زیبا، پادشاه دو جهان و لطف خداوند توصیف شده است. شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق میگوید و آرزو میکند که تنها نور روی او را ببیند. همچنین، اشارهای به تأثیر معنوی این عشق بر دل و جان او و جامعه دارد.
متن دارای مضامین عرفانی و پیچیدهای است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۱۲۴۴ - ای نور چشم عاشقان بنشین به چشم خویشتن
ای نور چشم عاشقان بنشین به چشم خویشتن
یعقوب را دلشاد کن ای یوسف گل پیرهن ۱
ای صورت لطف خدا وی پادشاه دو سرا
لطفی کن از روی کرم پرده ز رویت برفکن ۲
آئینهٔ گیتی نما ، تمثال از تو یافته
تو جان جمله عالمی مجموع عالم چون بدن ۳
بر پردهٔ دیده از آن نقش خیالت می کشم
تا غیر نور روی تو چیزی نبیند چشم من ۴
خوش آتشی افروختی عود دل ما سوختی
از بوی دود عود ما گشته معطر انجمن ۵
با نعمت الله همدمم در هر نفس جان پرورم
تا چشم مستش دیده ام مستانه می گویم سخن ۶
یعقوب را دلشاد کن ای یوسف گل پیرهن ۱
ای صورت لطف خدا وی پادشاه دو سرا
لطفی کن از روی کرم پرده ز رویت برفکن ۲
آئینهٔ گیتی نما ، تمثال از تو یافته
تو جان جمله عالمی مجموع عالم چون بدن ۳
بر پردهٔ دیده از آن نقش خیالت می کشم
تا غیر نور روی تو چیزی نبیند چشم من ۴
خوش آتشی افروختی عود دل ما سوختی
از بوی دود عود ما گشته معطر انجمن ۵
با نعمت الله همدمم در هر نفس جان پرورم
تا چشم مستش دیده ام مستانه می گویم سخن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۴۳ - جان عالم آدم است و دیگران همچون بدن
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴۵ - چشم من شد به نور او روشن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.