خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن بیانگر غرور و خودآگاهی شاعر به عنوان مرشد عشاق و ساقی میخانهٔ جان است. او خود را عالمتر و برتر از دیگران میداند و ادعا میکند که در آینهٔ خویش به خود مینگرد. شاعر از عشق و مستی سخن میگوید و خود را سید رندان میخواند.
متن حاوی مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مستی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۱۲۰۳ - ما مرشد عشاق خرابات جهانیم
ما مرشد عشاق خرابات جهانیم
ساقی سراپردهٔ میخانهٔ جانیم ۱
تو از همدانی ولیکن همه دان نه
از ما شنو ای دوست که سر همه دانیم ۲
تو عالم یک حرفی ما عالم عالم
تو میر صدی باشی و ما شاه جهانیم ۳
هر کس به جمال و رخ خوبی نگرانند
در آینهٔ خویش به خود ما نگرانیم ۴
از ما به همه عمر یکی مور نرنجید
تا بود بر این بوده و تا هست برآنیم ۵
هر یار که بینیم که او قابل عشقست
حسنی بنمائیم و دلش را بستانیم ۶
رندان سراپردهٔ ما عاشق و مستند
ما سید رندان سراپرده از آنیم ۷
ساقی سراپردهٔ میخانهٔ جانیم ۱
تو از همدانی ولیکن همه دان نه
از ما شنو ای دوست که سر همه دانیم ۲
تو عالم یک حرفی ما عالم عالم
تو میر صدی باشی و ما شاه جهانیم ۳
هر کس به جمال و رخ خوبی نگرانند
در آینهٔ خویش به خود ما نگرانیم ۴
از ما به همه عمر یکی مور نرنجید
تا بود بر این بوده و تا هست برآنیم ۵
هر یار که بینیم که او قابل عشقست
حسنی بنمائیم و دلش را بستانیم ۶
رندان سراپردهٔ ما عاشق و مستند
ما سید رندان سراپرده از آنیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۰۲ - به سر خواجه که ما مستانیم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰۴ - مستیم و خرابیم و گرفتار فلانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.