خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر حال و هوای مستی و عشق است که در آن شاعر از مینوشی و مستی سخن میگوید و خود را جزو رندان و عاشقان میداند. او از دلباختگی، عشق به معشوق، و بیاعتنایی به دنیا صحبت میکند و خود را در جرگهٔ مستان و رندان میشمرد.
متن دارای مضامین عرفانی و اشاره به مستی و مینوشی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک عمیق این اشعار نیاز به شناخت ادبیات عرفانی و شعر کلاسیک دارد.
غزل ۱۲۰۲ - به سر خواجه که ما مستانیم
به سر خواجه که ما مستانیم
غیر می هر چه دهی نستانیم ۱
داستان همه عالم مائیم
دست ما گیر کز آن دستانیم ۲
در خرابات مغان مست وخراب
ساقی مجلس سر مستانیم ۳
دل و دلدار خودیم و می و جام
جان و جانانه و این وآنیم ۴
مطرب خوش نفس عشاقیم
عاشقانه غزلی می خوانیم ۵
حالت ما دگر و ما دگریم
خدمتش زاهد و ما رندانیم ۶
نعمت الله نهاده خوانی
قدمی نه که همه مهمانیم ۷
غیر می هر چه دهی نستانیم ۱
داستان همه عالم مائیم
دست ما گیر کز آن دستانیم ۲
در خرابات مغان مست وخراب
ساقی مجلس سر مستانیم ۳
دل و دلدار خودیم و می و جام
جان و جانانه و این وآنیم ۴
مطرب خوش نفس عشاقیم
عاشقانه غزلی می خوانیم ۵
حالت ما دگر و ما دگریم
خدمتش زاهد و ما رندانیم ۶
نعمت الله نهاده خوانی
قدمی نه که همه مهمانیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۰۱ - بندهٔ سید سرمستانیم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰۳ - ما مرشد عشاق خرابات جهانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.