خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی از عشق به معشوق و دلبستگی به او سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند نقش بستن خیال معشوق بر دیده، نشستن با خیال او در گوشهای، و همدمی با جام و ساقی، حالتی از عشق و مستی را به تصویر میکشد. همچنین، اشارهای به رهایی از دنیا و عقبی و پیوند جاودان با عشق دارد.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند مستی و خرابات دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۱۸۷ - تا خیال روی او بر دیده نقشی بسته ایم
تا خیال روی او بر دیده نقشی بسته ایم
با خیالش روز و شب در گوشه ای بنشسته ایم ۱
نور چشمست او از آن در دیده اش بنشانده ایم
تا نبینندش در خلوتسرا بربسته ایم ۲
همدم جامیم و با ساقی نشسته روبرو
عهد با او بسته ایم و عهد او نشکسته ایم ۳
در خرابات مغان با عاشقان همصحبتیم
رند سرمستیم از دنیی و عقبی رسته ایم ۴
عشق ما و نعمت الله جاودان باهم بود
از ازل پیوسته ایم و تا ابد بگسسته ایم ۵
با خیالش روز و شب در گوشه ای بنشسته ایم ۱
نور چشمست او از آن در دیده اش بنشانده ایم
تا نبینندش در خلوتسرا بربسته ایم ۲
همدم جامیم و با ساقی نشسته روبرو
عهد با او بسته ایم و عهد او نشکسته ایم ۳
در خرابات مغان با عاشقان همصحبتیم
رند سرمستیم از دنیی و عقبی رسته ایم ۴
عشق ما و نعمت الله جاودان باهم بود
از ازل پیوسته ایم و تا ابد بگسسته ایم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۸۶ - منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸۸ - باز ساز عشق را بنواختیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.