خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر بیانگر حالتی از نیاز، امید و عشق به خداوند است. شاعر خود را نیازمند، فقیر و عاشق توصیف میکند و از درگاه خداوند طلب شفا و بخشش دارد. او تأکید میکند که با صداقت و بیریایی به پیشگاه الهی آمده و تنها به لطف و کرم خداوند امید بسته است.
مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته (مانند 'خرابات' و 'رند') نیاز به دانش ادبی و عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۱۱۸۴ - دردمندیم و به امید دوا آمده ایم
دردمندیم و به امید دوا آمده ایم
مستمندیم و طلبکار شفا آمده ایم ۱
از در لطف تو نومید نگردیم که ما
بینوایان به تمنای نوا آمده ایم ۲
ما گدائیم و تو سلطان جهان کرمی
نظری کن که به امید شما آمده ایم ۳
دل فدا کرده و جان داده و سر بر کف دست
تا نگوئی که به تزویر و ریا آمده ایم ۴
این چنین عاشق و سرمست که بینی ما را
نیست حاجت که بگوئی ز کجا آمده ایم ۵
ما اگر زاهد سجاده نشینیم نه رند
بر سر کوی خرابات چرا آمده ایم ۶
سید بزم خرابات جهان جانیم
بندگانیم به درگاه خدا آمده ایم ۷
مستمندیم و طلبکار شفا آمده ایم ۱
از در لطف تو نومید نگردیم که ما
بینوایان به تمنای نوا آمده ایم ۲
ما گدائیم و تو سلطان جهان کرمی
نظری کن که به امید شما آمده ایم ۳
دل فدا کرده و جان داده و سر بر کف دست
تا نگوئی که به تزویر و ریا آمده ایم ۴
این چنین عاشق و سرمست که بینی ما را
نیست حاجت که بگوئی ز کجا آمده ایم ۵
ما اگر زاهد سجاده نشینیم نه رند
بر سر کوی خرابات چرا آمده ایم ۶
سید بزم خرابات جهان جانیم
بندگانیم به درگاه خدا آمده ایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۸۳ - ما دم از عشق در قدم زده ایم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸۵ - ما علم عشق بر ورق جان نوشته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.