خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که به تجربههای عمیق عشق و فداکاری در راه آن میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی فراتر از وجود و عدم سخن میگوید و بیان میکند که در این راه، غم و شادی دنیوی را پشت سر گذاشته است. همچنین، اشارهای به بیپایانی راه عشق و فداکاری در این مسیر دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر دارند.
غزل ۱۱۸۳ - ما دم از عشق در قدم زده ایم
ما دم از عشق در قدم زده ایم
پیش از این دم ز عشق دم زده ایم ۱
کاف کن در کتاب کون نبود
که خیالش به جان رقم زده ایم ۲
غم نداریم از همه عالم
شادی عشق جام جم زده ایم ۳
مطرب بزم باده نوشانیم
ساز عشاق زیر و بم زده ایم ۴
حرف عشقش نوشته ایم به جان
دفتر عقل را قدم زده ایم ۵
در طریقی که نیست پایانش
عاشقانه بسی قدم زده ایم ۶
از وجود و عدم مگو سید
که وجود و عدم به هم زده ایم ۷
پیش از این دم ز عشق دم زده ایم ۱
کاف کن در کتاب کون نبود
که خیالش به جان رقم زده ایم ۲
غم نداریم از همه عالم
شادی عشق جام جم زده ایم ۳
مطرب بزم باده نوشانیم
ساز عشاق زیر و بم زده ایم ۴
حرف عشقش نوشته ایم به جان
دفتر عقل را قدم زده ایم ۵
در طریقی که نیست پایانش
عاشقانه بسی قدم زده ایم ۶
از وجود و عدم مگو سید
که وجود و عدم به هم زده ایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۸۲ - مست و رند و لاابالی در جهان افتاده ایم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۸۴ - دردمندیم و به امید دوا آمده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.