خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه به تجربهی عشق الهی و وحدت با معشوق ازلی اشاره دارد. شاعر از سیر و سلوک روحانی، مستی عرفانی و رسیدن به حقیقت وجود سخن میگوید. با استفاده از استعارههایی مانند نور، پرگار، قطره و دریا، خرابات و می، حالتی از فنا در عشق و اتحاد با حق را به تصویر میکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از اصطلاحات (مانند خرابات، می) برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد.
غزل ۱۱۵۳ - هر آن نقشی که بر دیده کشیدیم
هر آن نقشی که بر دیده کشیدیم
به جز نور جمال او ندیدیم ۱
به گرد نقطه چون پرگار گشتیم
به آخر هم بدان اول رسیدیم ۲
چو قطره غرق بحر عشق گشتیم
محیطی را به یک دم در کشیدیم ۳
خراباتست و ما مست و خرابیم
ز هر خم مئی جامی چشیدیم ۴
به عالم نعمت الله را نمودیم
از آن دم روح در مَردم دمیدیم ۵
به جز نور جمال او ندیدیم ۱
به گرد نقطه چون پرگار گشتیم
به آخر هم بدان اول رسیدیم ۲
چو قطره غرق بحر عشق گشتیم
محیطی را به یک دم در کشیدیم ۳
خراباتست و ما مست و خرابیم
ز هر خم مئی جامی چشیدیم ۴
به عالم نعمت الله را نمودیم
از آن دم روح در مَردم دمیدیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۵۲ - بیا تا با تو ما همباز گردیم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵۴ - تا مجرد از دل و از جان شدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.