خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی بیانگر عشق و وابستگی بیقید و شرط به خداوند است. شاعر اعلام میکند که جز خدا چیزی نمیخواهد و تمام وجودش را فدای او کرده است. حتی درد و بلاهای ناشی از این عشق را نیز با آغوش باز میپذیرد و هیچ چشمداشتی جز وصل به معشوق ندارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی مضامین مانند 'بلای عشق' و 'فداکاری' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۱۲۹ - ما خدا چون شما نمی طلبیم
ما خدا چون شما نمی طلبیم
یعنی از خود جدا نمی طلبیم ۱
هر کسی طالبست چیزی را
ما به غیر از خدا نمی طلبیم ۲
جان و دل را فدای او کردیم
وز جنابش جزا نمی طلبیم ۳
مبتلای بلای او گشتیم
بوالعجب جز بلا نمی طلبیم ۴
گرچه داریم درد دل لیکن
درد دل را دوا نمی طلبیم ۵
کشتهٔ عشق او شدیم ولیک
ما از او خونبها نمی طلبیم ۶
عین مطلوب گشته ای سید
زان سبب غیر ما نمی طلبیم ۷
یعنی از خود جدا نمی طلبیم ۱
هر کسی طالبست چیزی را
ما به غیر از خدا نمی طلبیم ۲
جان و دل را فدای او کردیم
وز جنابش جزا نمی طلبیم ۳
مبتلای بلای او گشتیم
بوالعجب جز بلا نمی طلبیم ۴
گرچه داریم درد دل لیکن
درد دل را دوا نمی طلبیم ۵
کشتهٔ عشق او شدیم ولیک
ما از او خونبها نمی طلبیم ۶
عین مطلوب گشته ای سید
زان سبب غیر ما نمی طلبیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۲۸ - ما اگر شاه اگر گدا باشیم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳۰ - خسته حالیم و ز زلف تو شفا می طلبیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.