خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، احساسات عمیق عاشقانه و رابطهی معنوی خود با معشوق را بیان میکند. در این اشعار، عشق به عنوان یک نیروی درمانبخش، پریشانکننده، و حتی مذهبی توصیف شده است. همچنین، رابطهی بین عاشق و معشوق به صورت رابطهی بین بنده و سلطان، یا گدا و پادشاه ترسیم شده است.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانهی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
غزل ۱۱۱۱ - درد دل آمد که درمانت منم
درد دل آمد که درمانت منم
سوز جان آمد که جانانت منم ۱
چشم مست آمد که دینت می برم
کفر زلف آمد که ایمانت منم ۲
شد پریشان زلف او بر روی او
گفت مجموع پریشانت منم ۳
پادشاهی با گدای خویش گفت
نقد گنج کنج ویرانت منم ۴
مطرب عشاق می گوید به ساز
بلبل مست گلستانت منم ۵
ساقی سرمست جام می به دست
آمده یعنی که مهمانت منم ۶
گفتمش سید غلام عشق تو است
گفت هستی بنده ، سلطانت منم ۷
سوز جان آمد که جانانت منم ۱
چشم مست آمد که دینت می برم
کفر زلف آمد که ایمانت منم ۲
شد پریشان زلف او بر روی او
گفت مجموع پریشانت منم ۳
پادشاهی با گدای خویش گفت
نقد گنج کنج ویرانت منم ۴
مطرب عشاق می گوید به ساز
بلبل مست گلستانت منم ۵
ساقی سرمست جام می به دست
آمده یعنی که مهمانت منم ۶
گفتمش سید غلام عشق تو است
گفت هستی بنده ، سلطانت منم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۱۰ - من ترک می و صحبت رندان نتوانم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱۲ - غم مخور یارا که غمخوارت منم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.