خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، وحدت وجود، رندی و مستی میپردازد. شاعر خود و همراهانش را عاشق، رند، مست و والهی زلف یار توصیف میکند و از وحدت همهی موجودات در یک نقطهی واحد سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مستی و رندی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۱۰۹۹ - فاش شد نام ما که قلاشیم
فاش شد نام ما که قلاشیم
عاشق و رند و مست و اوباشیم ۱
والهٔ زلف یار دلبندیم
مبتلای بلای بالاشیم ۲
یار سرمست چشم مخموریم
عاشق شاهدان جماشیم ۳
نقش هستی خود فروشستیم
این زمان عین نقش نقاشیم ۴
پشه ای را به جان نیازاریم
مورچه ای را دلش نبخراشیم ۵
چون همه جز یکی نمی بینیم
لاجرم ما همه یکی باشیم ۶
نقطه شد حرف و حرف شد سید
ما بدین حرف در جهان فاشیم ۷
عاشق و رند و مست و اوباشیم ۱
والهٔ زلف یار دلبندیم
مبتلای بلای بالاشیم ۲
یار سرمست چشم مخموریم
عاشق شاهدان جماشیم ۳
نقش هستی خود فروشستیم
این زمان عین نقش نقاشیم ۴
پشه ای را به جان نیازاریم
مورچه ای را دلش نبخراشیم ۵
چون همه جز یکی نمی بینیم
لاجرم ما همه یکی باشیم ۶
نقطه شد حرف و حرف شد سید
ما بدین حرف در جهان فاشیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۹۸ - ما اگر شاه اگر گدا باشیم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۰۰ - ما چو در سایهٔ الطاف خدا می باشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.