خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از تجربههای عرفانی و معنوی خود سخن میگوید. او از شکستن توبه و مستی معنوی، پیوستن به وجود الهی، و رسیدن به حیات جاودان از طریق فنا در ذات حق تعالی صحبت میکند. همچنین، از امید به لطف الهی و دیدن نور حق در همه چیز یاد میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتر دارد.
غزل ۱۰۱۰ - شکر گویم که باز سر مستم
شکر گویم که باز سر مستم
توبه کردم و لیک بشکستم ۱
از سر کاینات خاستهام
بر در می فروش بنشستم ۲
زندهٔ جاودان از آن گشتم
که به خود نیستم به او هستم ۳
تا که فانی شدم ، شدم باقی
قطره بودم به بحر پیوستم ۴
سر به پایش نهادهام سر مست
به امیدی که گیرد او دستم ۵
در نظر نور او به من بنمود
هر خیالی که نقش او بستم ۶
نعمتاللّه حریف و او ساقی
سید عاشقان سرمستم ۷
توبه کردم و لیک بشکستم ۱
از سر کاینات خاستهام
بر در می فروش بنشستم ۲
زندهٔ جاودان از آن گشتم
که به خود نیستم به او هستم ۳
تا که فانی شدم ، شدم باقی
قطره بودم به بحر پیوستم ۴
سر به پایش نهادهام سر مست
به امیدی که گیرد او دستم ۵
در نظر نور او به من بنمود
هر خیالی که نقش او بستم ۶
نعمتاللّه حریف و او ساقی
سید عاشقان سرمستم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۰۹ - ز آفتاب مهر او تابندهام
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱۱ - علم صید است و قید کن محکم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.