خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، بیانگر درد و شور عاشقان در جستجوی یار و وصال با معشوق است. شاعر از عشق به عنوان درد و درمان همزمان یاد میکند و خود را ساکن کوی میفروشان و دارای مقامات عرفانی مانند گنج، طلسم، شاه و درویش میداند. او از مستی و محفل عاشقانه سخن میگوید و خود را جان عالم و مونس دل میخواند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در متن برای درک و ارتباط بهتر، نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
غزل ۱۰۰۵ - دل طالب یار و یار در دل
دل طالب یار و یار در دل
جان در غم هجر دوست واصل ۱
حاصل درد است عاشقان را
خود خوشتر از این کجاست حاصل ۲
درمان درد است و درد درمان
چون حل کنم این دوای مشکل ۳
ما ساکن کوی می فروشیم
کردیم آنجا مدام منزل ۴
گنجیم و طلسم و شاه و درویش
دُر و صدفیم و بحر و ساحل ۵
جانان خودیم و جان عالم
دلدار خودیم و مونس دل ۶
مستیم و حریف نعمت الله
رضوان ساقی و روضه محفل ۷
جان در غم هجر دوست واصل ۱
حاصل درد است عاشقان را
خود خوشتر از این کجاست حاصل ۲
درمان درد است و درد درمان
چون حل کنم این دوای مشکل ۳
ما ساکن کوی می فروشیم
کردیم آنجا مدام منزل ۴
گنجیم و طلسم و شاه و درویش
دُر و صدفیم و بحر و ساحل ۵
جانان خودیم و جان عالم
دلدار خودیم و مونس دل ۶
مستیم و حریف نعمت الله
رضوان ساقی و روضه محفل ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۰۴ - حاصل ما دل است و حاصل دل
گوهر بعدی:غزل ۱۰۰۶ - به جز درد سر از غافل چه حاصل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.