خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از مینوشی، عشق و مستی سخن میگوید. او بین عقل و عشق تضاد میبیند و عشق را برتر میداند. همچنین، از صبا میخواهد که احوالش را به دیگران برساند و اشارهای به عارفان و مریدان نعمتالله دارد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
غزل ۹۴۲ - جام می شادی رندان نوش نوش
جام می شادی رندان نوش نوش
ور توانی راز خود در پوش پوش ۱
خوش سبوئی از برای عاشقان
می کشیدم تا سحر بر دوش دوش ۲
خم می در جوش و ساقی درحضور
از چنین خمخانه ای سر جوش جوش ۳
عقل می گوید مخور بسیار می
عشق می گوید فراوان نوش نوش ۴
عشق آمد عقل و هوش ما ببرد
کی بیابد این چنین بیهوش هوش ۵
ای صبا احوال ما را از کرم
گر توانی شمه ای در گوش گوش ۶
تا مرید نعمت الله باشدش
کرده پیدا عارفی در اوش اوش ۷
ور توانی راز خود در پوش پوش ۱
خوش سبوئی از برای عاشقان
می کشیدم تا سحر بر دوش دوش ۲
خم می در جوش و ساقی درحضور
از چنین خمخانه ای سر جوش جوش ۳
عقل می گوید مخور بسیار می
عشق می گوید فراوان نوش نوش ۴
عشق آمد عقل و هوش ما ببرد
کی بیابد این چنین بیهوش هوش ۵
ای صبا احوال ما را از کرم
گر توانی شمه ای در گوش گوش ۶
تا مرید نعمت الله باشدش
کرده پیدا عارفی در اوش اوش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۴۱ - در خرابات تا سحرگه دوش
گوهر بعدی:غزل ۹۴۳ - دُرد دردش چو صاف درمان نوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.