خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، مستی معنوی، رندی و رهایی از تعلقات دنیوی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد تا مانند رندان، جرعهای از شراب عشق بنوشد و جان را فدای عشق کند. همچنین، تأکید بر ترک عقل و گفتار عاشقانه دارد و از مجلس عشق و سرمستان رند سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و اصطلاحات خاص آن دارد.
غزل ۹۳۸ - خم می در جوش و رندان درخروش
خم می در جوش و رندان درخروش
گر تو رندی جرعه ای زین می بنوش ۱
دل به ساقی ده که تا یابی حیات
جان فدا کن در هوای می فروش ۲
گوهر در یتیم از ما بجو
تا شوی چون حیدری حلقه به گوش ۳
هر که یک جرعه بنوشد زین شراب
تا قیامت او کجا آید به هوش ۴
گر سخن از عشق می گوئی بگو
ور حدیث از عقل می پرسی خموش ۵
مجلس عشق است سرمستان رند
می کشندم چون سبو رندان به دوش ۶
پیرهن از یوسف مصری بنه
خلعتی از خرقهٔ سید بپوش ۷
گر تو رندی جرعه ای زین می بنوش ۱
دل به ساقی ده که تا یابی حیات
جان فدا کن در هوای می فروش ۲
گوهر در یتیم از ما بجو
تا شوی چون حیدری حلقه به گوش ۳
هر که یک جرعه بنوشد زین شراب
تا قیامت او کجا آید به هوش ۴
گر سخن از عشق می گوئی بگو
ور حدیث از عقل می پرسی خموش ۵
مجلس عشق است سرمستان رند
می کشندم چون سبو رندان به دوش ۶
پیرهن از یوسف مصری بنه
خلعتی از خرقهٔ سید بپوش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۳۷ - بحر در جوش است و جانم درخروش
گوهر بعدی:غزل ۹۳۹ - به گوش و هوش من آمدند ای ساقی دوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.